كريم خان بن ابراهيم
78
رساله دلاكيه ( فارسى )
ببندد و باز اگر ورم كرد باز بگشايد و دست را بمالد و همچنين مىكند تا ورم نكند و همچنين كند اگر دست سرخ و كبود شود و اگر ورم آرام نگيرد لابد فصد رگ ابطى نمايد و خواهد آمد و اگر نشتر نعوذ باللّه به شريان رسد به زودى بگشايد و بخشكد بندها كه آن را سد كند و علامة آنكه نيشتر به شريان خورده آن است كه خون نازك و كمرنگ آيد و جهنده باشد و نبض انسان ميل به ضعف كند چهارم حبل الذِّراع است و اين رگ در شكم باز و پيداست و به بالاى بازو مىرود پس به طرف پشت مازو رود و فصد اين رگ كم اتّفاق مىافتد چرا كه براى ناخوشىهاى سر قيفال را گشانيد و براى ناخوشىهاى تنوره بدن باسليق را براى همه بدن رگ بدن را كه اكحل باشد پس حبل الذّراع چندان ضرور نشود پنجم ابطى است اين رگ شعبهء از باسليق است از اين جهة آن را باسليق ابطى نامند بر جانب بيرون مرفق محاذى زير بغل مىرود و قاعده فصد اين رگ چنان است كه آن را بسيار بمالند و آب گرم بر آن بسيار بزنند و بعد از آن با تسمه بلندى آن را ببندد و دست عليل را راست بگيرد به جانب بالاى سرش